close
تبلیغات در اینترنت
88 - تکنولوژی با اعمال شاقه
منوی اصلی
آیدی مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
منوی اضافه
  • متن

نزدیک عیده و خرید عید؛ برای پرداخت وجه، کارت الکترونیکِ محترم رو از جیب مبارک در میارم و پس از 5 دقیقه انتظار دست ها رو از سر عبودیت بالا برده و شاکرم کارت دیگه ای هم در چنته دارم؛ البته این یکی هم نمی تونه با مرکز ارتباط برقرار کنه و به حول و قوه ی الهی هیچ کدوم جواب نمی دن. صاحب مغازه آشناست، بیرون میام تا از عابر بانک پول بگیرم با گذر از چند خودپرداز متوجه میشم نرخ بیکاری کم شده و مردم بدجور سر کار اند و خودپردازها از فرط پوزش خواهی رنگ به رخساره ندارند.

قبل از بیرون اومدن از خونه، یک کتاب (اسلام دین فطرت) رو که مشخصاتش رو از اینترنت گرفته بودم، نشون می کنم هر چند pdf اش رو داشتم اما خب بعد از مطالعه ی حدود 700 صفحه در مانیتور باید حسابی مراقب لوازم خونه و به خصوص دیوارها بود. اصلا تعجب نمی کنم از این که کتاب رو پیدا نمی کنم، در عوض تا دلت بخواد کتاب فال و چگونه دیگرگونه شویم.

میام خونه پای اینترنت، سرعت ها بدک نیست از اردیبهشت که رفتم تو کار ADSL، طعم تلخ Dial Up رو از یاد بردم ولی حدس می زنم خطوط شهر ما از زیر اتوبان رد میشه که تنها علت کاهش سرعت همینه؛ بدتر از اون بار ترافیکِ جاده ای در مناسبت های امسال بیشترین لطمات رو به خطوط ارتباطی زده! بعضی وقت ها هم مجبورم از شیوه ی "دور بزن تا برسی" استفاده کنم و در همین بحبوحه کارزار نرم هست که برق رفتن رو کم داریم؛ هنوز وسایلی برقی که محافظ ندارند رو از برق نکشیدم که برق(ص) وارد میشن.

برای این که پاسخی به پرسش "چه خبر؟" داشته باشم مجبور به ردیابی اجرام پرنده ی اطراف زمین شدیم (ماه نه!) ولی کاملا مطمئن نیستم در شهری که ما زندگی می کنیم از نگرانی هست که روی این شیء عجاب چارچوب گذاشتیم یا از شرم؛ چرا که قیافه شون به ضایعات فلزی بیشتر شباهت داره و با هر نسیمی ما رو مورد لطف خودش قرار میده.

موندم چرا باید طالب حقوق قرن بیست و یکیمون باشیم، همین سنت خودمون مگه چشه، با پول نقد کار کنیم، از اینترنت هم فوقش چک میلی بکنیم، دو ساعت تو صف وایستیم، روزنامه های وزین رو هر روز ورقی بزنیم و... چی کار داریم که داره دور و اطرافمون چی می گذره؛ التزام لفظی رو عشقه!

...

آلبوم قصه گل و تگرگ (1994) سیاوش قمیشی.

 

 

قصه گل و تگرگ

سیاوش قمیشی (شعر: ایرج جنتی عطایی)

دانلود 40 ثانیه (لینک یکم)

دانلود 40 ثانیه (لینک دوم)

قصه ی من و غم تو، قصه ی گل و تگرگه

ترس بی تو زنده بودن، ترس لحظه های مرگه

ای برای با تو بودن باید از بودن گذشتن

سر به بیداری گرفته ذهن خواب آلوده ی من

همیشه میون قاب خالی درهای بسته

طرح اندام قشنگت پاک و رویایی نشسته...

غروب

سیاوش قمیشی (شعر: پاکسیما زکی پور)

دانلود 40 ثانیه (لینک یکم)

دانلود 40 ثانیه (لینک دوم)

تو ذهن کوچه های آشنایی

پر شده از پاییز تن طلایی

تو نیستی و وجودمو گرفته

شاخه ی خشک پیچک تنهایی

یاد تو هر تنگ غروب، تو قلب من می کوبه

سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه...

فصل پاییزی

سیاوش قمیشی (شعر: بیژن سعیدی)

دانلود 40 ثانیه (لینک یکم)

دانلود 40 ثانیه (لینک دوم)

تو سکوت خسته ی باور من

سایه هم فکر جدایی می کنه

شاخه ی سرد وجودم نمی خواد

رگ بیداری لحظه هام باشه

نفسم در نمیاد، به چشم خواب نمیاد

دل من تو رو میخواد، چشم من گریه میخواد...

 

روز برفی

سیاوش قمیشی (شعر: سیاوش قمیشی)

دانلود 40 ثانیه (لینک یکم)

دانلود 40 ثانیه (لینک دوم)

انتظار روز برفی تو دلم داغ زده سرما

انتظار آفتاب گرم تو دلم یخ شده اما

برف و بوران، ابر و بارون

چیکه چیکه توی ناودون

روز ابری، روز سرما

انتظار روز برفی...

صفحات وبلاگ